اصطلاحات بامزه زبان انگلیسی

130+ اصطلاحات بامزه انگلیسی + PDF اصطلاحات

فهرست مطالب

بعضی از اصطلاحات خنده دار انگلیسی اگر کلمه‌به‌کلمه ترجمه شوند، واقعاً عجیب به نظر می‌رسند؛
از «باریدن گربه و سگ» گرفته تا «پرواز کردن خوک‌ها».
اما خیلی از همین عبارت‌های بامزه در مکالمه روزمره، فیلم‌ها و سریال‌های انگلیسی استفاده می‌شوند.
در این صفحه اصطلاحات را همراه با معنی فارسی و مثال انگلیسی می‌بینید تا سریع بتوانید عبارت موردنظرتان را پیدا کنید.

۱۰ اصطلاح بامزه انگلیسی که ارزش دارد اول یاد بگیرید

English Expression معنی فارسی
Break a leg موفق باشی
When pigs fly هرگز / وقت گل نی
Hold your horses صبر کن، عجله نکن
Spill the beans راز را لو دادن
Go bananas خیلی هیجان‌زده یا عصبانی شدن
Pull someone’s leg سر به سر کسی گذاشتن
A piece of cake خیلی آسان
Cost an arm and a leg خیلی گران بودن
Break the ice سر صحبت را باز کردن
Under the weather کمی ناخوش بودن

بیش از ۱۳۰ اصطلاح بامزه انگلیسی را یکجا می‌خواهید؟

نسخه کامل PDF را دانلود کنید.


دانلود PDF اصطلاحات خنده دار انگلیسی

اصطلاحات خنده دار انگلیسی با معنی و مثال

در این فهرست، اصطلاحات بامزه و کاربردی انگلیسی را همراه با معنی فارسی و یک مثال کوتاه می‌بینید.
بعضی از آن‌ها در مکالمه روزمره بسیار رایج‌اند و بعضی بیشتر به خاطر تصویر عجیب و خنده‌داری که می‌سازند جالب هستند.

English Expression معنی فارسی Example
Break a leg! موفق باشی! Break a leg in your interview tomorrow!
It’s raining cats and dogs باران خیلی شدیدی می‌بارد. We can’t go outside. It’s raining cats and dogs.
When pigs fly هرگز؛ وقتی اتفاقی تقریباً غیرممکن است. He’ll clean his room when pigs fly.
Hold your horses صبر کن، عجله نکن. Hold your horses! Let me finish.
Spill the beans راز را لو دادن. Come on, spill the beans. What happened?
Go bananas خیلی هیجان‌زده، عصبانی یا دیوانه‌وار شدن. The kids went bananas when they saw the presents.
Couch potato کسی که بیشتر وقتش را بی‌تحرک می‌گذراند. Stop being a couch potato and go for a walk.
In a pickle در دردسر یا موقعیت سخت بودن. I’m in a pickle. I forgot my wallet.
A hot potato موضوع حساس و بحث‌برانگیز. The new policy has become a hot potato.
The elephant in the room مشکل بزرگی که همه آن را می‌بینند اما درباره‌اش حرف نمی‌زنند. Let’s address the elephant in the room.
The cat’s out of the bag راز دیگر فاش شده است. The cat’s out of the bag. Everyone knows.
Kill two birds with one stone با یک تیر دو نشان زدن. I listen to English while walking to kill two birds with one stone.
Best thing since sliced bread چیزی فوق‌العاده یا بسیار کاربردی. He thinks his new phone is the best thing since sliced bread.
A piece of cake مثل آب خوردن؛ خیلی آسان. The exam was a piece of cake.
Full of beans بسیار پرانرژی و سرحال. The kids are full of beans this morning.
Butter someone up چاپلوسی کردن برای رسیدن به چیزی. He’s buttering up the boss before asking for a day off.
Bring home the bacon خرج زندگی را درآوردن؛ نان‌آور بودن. She works hard to bring home the bacon.
Have egg on your face به خاطر اشتباه یا حرف غلط خجالت‌زده شدن. He had egg on his face after everyone proved him wrong.
Sour grapes چیزی را چون به آن نرسیده‌ایم بی‌ارزش جلوه دادن. That sounds like sour grapes to me.
The cherry on top یک مزیت اضافه که چیزی خوب را بهتر می‌کند. The free breakfast was the cherry on top.
Don’t cry over spilled milk برای چیزی که گذشته و قابل جبران نیست غصه نخور. Don’t cry over spilled milk. Just try again.
Too many cooks spoil the broth دخالت افراد زیاد ممکن است نتیجه را خراب کند. Let one person manage it. Too many cooks spoil the broth.
Everything but the kitchen sink تقریباً هر چیزی که فکرش را بکنی. She packed everything but the kitchen sink.
The proof is in the pudding نتیجه واقعی نشان می‌دهد چیزی چقدر خوب است. The idea sounds good, but the proof is in the pudding.
Cost an arm and a leg بسیار گران بودن. That hotel costs an arm and a leg.
Head over heels شدیداً عاشق شدن. He fell head over heels in love.
All ears سراپا گوش بودن. Go ahead. I’m all ears.
Keep your chin up روحیه‌ات را حفظ کن؛ ناامید نشو. Keep your chin up. Things will get better.
Give someone the cold shoulder به کسی بی‌محلی کردن. She gave me the cold shoulder all evening.
Put your foot in your mouth حرف نامناسبی زدن و بعد پشیمان شدن. I really put my foot in my mouth with that comment.
Pull someone’s leg سر به سر کسی گذاشتن یا شوخی کردن. Relax. I’m just pulling your leg.
Wear your heart on your sleeve احساسات خود را خیلی آشکار نشان دادن. He wears his heart on his sleeve.
Under the weather کمی مریض یا ناخوش بودن. I’m feeling under the weather today.
A storm in a teacup جنجال زیاد بر سر مسئله‌ای کوچک. Their argument was just a storm in a teacup.
Come rain or shine در هر شرایطی. She goes running every morning, come rain or shine.
Every cloud has a silver lining در هر اتفاق بد ممکن است نکته مثبتی هم باشد. Every cloud has a silver lining.
Break the ice یخ جمع را شکستن و سر صحبت را باز کردن. He told a joke to break the ice.
Call it a day کار را برای امروز تمام کردن. We’ve done enough. Let’s call it a day.
Sleep on it قبل از تصمیم گرفتن بیشتر فکر کردن. Sleep on it and tell me tomorrow.
Time flies زمان خیلی سریع می‌گذرد. I can’t believe it’s August already. Time flies!
Better late than never دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. The package finally arrived. Better late than never.
Hit the road راه افتادن و حرکت کردن. It’s getting late. We should hit the road.
Backseat driver کسی که دائماً در کار دیگران دخالت می‌کند. Stop being a backseat driver.
Running on empty کاملاً خسته و بی‌انرژی بودن. After three hours of sleep, I’m running on empty.
Drive someone up the wall کسی را شدیداً کلافه کردن. That noise is driving me up the wall.
Throw in the towel تسلیم شدن. He finally threw in the towel.
Drop the ball اشتباه کردن یا مسئولیتی را خراب کردن. We trusted him, but he dropped the ball.
Hit a home run به یک موفقیت بزرگ رسیدن. The team hit a home run with the new campaign.
Get the ball rolling کاری را شروع کردن. Let’s get the ball rolling.
Think outside the box خلاقانه و متفاوت فکر کردن. We need to think outside the box.
Touch base برای هماهنگی یا گرفتن خبر، کوتاه با کسی صحبت کردن. I’ll touch base with you tomorrow.
Ring a bell آشنا به نظر رسیدن. That name rings a bell.
Face the music با عواقب کار خود روبه‌رو شدن. It’s time to face the music.
Play it by ear بدون برنامه دقیق و بر اساس شرایط پیش رفتن. We’ll just play it by ear.
Draw a blank هرچه فکر کردن و چیزی به خاطر نیاوردن. I tried to remember his name but drew a blank.
Back to the drawing board بعد از شکست، از اول شروع کردن. The idea didn’t work, so it’s back to the drawing board.
Not my cup of tea مورد علاقه یا سلیقه من نیست. Horror movies aren’t my cup of tea.
Take the mickey کسی را دست انداختن یا مسخره کردن. Are you serious or just taking the mickey?
Third wheel نفر اضافه در یک جمع دو نفره. I don’t want to be the third wheel.
Apple of my eye عزیزترین فرد برای کسی. His daughter is the apple of his eye.
Tie the knot ازدواج کردن. They’re finally going to tie the knot.

اصطلاحات خیلی بامزه و عجیب انگلیسی

بعضی اصطلاحات انگلیسی آن‌قدر تصویر عجیبی می‌سازند که اگر معنی‌شان را ندانید،
حدس زدن منظور واقعی تقریباً غیرممکن است.

English Expression معنی فارسی Example
The lights are on but nobody’s home ظاهراً حواسش هست ولی در واقع چیزی متوجه نمی‌شود. I’ve explained it three times. The lights are on but nobody’s home.
A few sandwiches short of a picnic کمی خل یا کم‌عقل؛ معمولاً با لحن طنز. He’s a few sandwiches short of a picnic.
Mad as a hatter کاملاً دیوانه یا بسیار عجیب. You’d have to be mad as a hatter to try that.
Bats in the belfry کمی خل یا عجیب بودن. People think he’s got bats in the belfry.
When hell freezes over هرگز. I’ll agree to that when hell freezes over.
Don’t have a cow جوش نیاور؛ شلوغش نکن. Don’t have a cow. It was an accident.
Put a sock in it ساکت شو؛ عبارت نسبتاً بی‌ادبانه. Put a sock in it. I’m trying to work.
Zip your lip ساکت باش یا راز را نگه دار. Zip your lip. It’s a surprise.
Cool your jets آرام باش و عجله نکن. Cool your jets. We’re not late.
Bob’s your uncle تمام شد؛ به همین راحتی. Click here, enter your password, and Bob’s your uncle.
Elvis has left the building کار تمام شده و دیگر چیزی باقی نمانده. The party’s over. Elvis has left the building.
The whole nine yards همه چیز؛ تمام و کمال. They gave us the whole nine yards.

جملات کوتاه خنده دار انگلیسی با معنی

اگر دنبال جمله خنده دار به انگلیسی برای مکالمه، کپشن، استوری یا تمرین زبان هستید،
این جمله‌های کوتاه گزینه‌های ساده‌تری هستند.

Funny Sentence معنی فارسی
I’m not late. I’m on my own time zone. دیر نکردم؛ من در منطقه زمانی خودم هستم!
My brain is currently unavailable. مغزم فعلاً در دسترس نیست.
I came, I saw, I forgot why I came. آمدم، دیدم، یادم رفت برای چی آمده بودم.
My wallet needs a vacation. کیف پولم نیاز به مرخصی دارد.
I’m on a seafood diet. I see food and I eat it. رژیم من این است که غذا را می‌بینم و می‌خورم!
I need coffee before I make decisions. قبل از تصمیم گرفتن اول قهوه لازم دارم.
Today feels suspiciously like Monday. امروز به شکل مشکوکی حس دوشنبه می‌دهد.
My motivation has left the building. انگیزه‌ام رسماً محل را ترک کرده است.
I have a plan. It’s not a good plan, but it’s a plan. برنامه دارم؛ برنامه خوبی نیست ولی بالاخره برنامه است.
I’m not arguing. I’m explaining why I’m right. بحث نمی‌کنم؛ فقط توضیح می‌دهم چرا حق با من است!
My bed and I are in a serious relationship. من و تختم وارد یک رابطه جدی شده‌ایم.
I need six months of vacation twice a year. سالانه دو بار، هر بار شش ماه مرخصی لازم دارم.
I’m multitasking. I can waste time in several ways at once. چندکاره‌ام؛ می‌توانم همزمان به چند روش وقت تلف کنم.
I’m not lazy. I’m on energy-saving mode. تنبل نیستم؛ روی حالت ذخیره انرژی‌ام.
Common sense is not that common. عقل سلیم آن‌قدرها هم رایج نیست.

کلمات بامزه انگلیسی

همه چیز قرار نیست اصطلاح باشد. بعضی کلمات بامزه انگلیسی به خاطر تلفظ،
ظاهر یا معنی عجیبشان به‌راحتی در ذهن می‌مانند.

English Word معنی فارسی Example
Shenanigans شیطنت و کارهای بازیگوشانه The kids are up to their usual shenanigans.
Bamboozle گول زدن یا گیج کردن Don’t let them bamboozle you.
Brouhaha جنجال و هیاهو There was a huge brouhaha over the decision.
Gobbledygook حرف یا نوشته پیچیده و نامفهوم This document is full of gobbledygook.
Higgledy-piggledy درهم‌وبرهم و بی‌نظم Everything was higgledy-piggledy.
Kerfuffle جنجال یا درگیری کوچک There was a kerfuffle outside the shop.
Flabbergasted بسیار متعجب و شوکه‌شده I was absolutely flabbergasted.
Waddle تلوتلوخوران راه رفتن، مثل اردک The duck waddled across the road.
Doohickey وسیله‌ای که اسمش را نمی‌دانیم یا یادمان نمی‌آید Pass me that little doohickey.
Thingamajig فلان چیز؛ وقتی اسم وسیله‌ای یادمان نمی‌آید Where did you put that thingamajig?

بامزه به انگلیسی چی میشه؟

«بامزه» همیشه یک ترجمه ثابت ندارد. انتخاب کلمه بستگی دارد منظورتان «خنده‌دار» باشد یا «دوست‌داشتنی».

English Word معنی و کاربرد فارسی Example
Funny خنده‌دار That movie was really funny.
Hilarious خیلی خنده‌دار That video was hilarious.
Cute بامزه و دوست‌داشتنی Your baby is so cute.
Amusing سرگرم‌کننده و جالب It was an amusing story.

مثلاً «این بچه خیلی بامزه است» معمولاً می‌شود:

This baby is so cute.

اما «این فیلم خیلی بامزه بود» می‌شود:

This movie was really funny.

شوخی نکن به انگلیسی چی میشه؟

برای «شوخی نکن» یک ترجمه واحد وجود ندارد.
بسته به اینکه تعجب کرده‌اید، حرف طرف مقابل را باور نمی‌کنید یا واقعاً می‌خواهید از او بخواهید شوخی نکند، عبارت متفاوت است.

English Expression معنی و کاربرد
Are you kidding me? داری شوخی می‌کنی؟ / جدی می‌گی؟
You’ve got to be kidding! شوخی نکن! / امکان نداره!
I’m just kidding. فقط شوخی کردم.
Don’t joke about that. درباره این موضوع شوخی نکن.
I’m not joking. شوخی نمی‌کنم / جدی می‌گم.
No kidding! واقعاً؟ / جدی؟
Seriously? جدی می‌گی؟

نکته:
No kidding
معمولاً معنی مستقیم «شوخی نکن» ندارد و بیشتر برای «واقعاً؟» یا «جدی می‌گم» استفاده می‌شود.

اصطلاحات انگلیسی برای شوخی با دوستان

این عبارت‌ها در مکالمه دوستانه کاربرد بیشتری دارند و بعضی از آن‌ها بسته به لحن می‌توانند کاملاً کنایه‌ای باشند.

English Expression معنی فارسی
I’m just messing with you. دارم سر به سرت می‌گذارم.
I’m pulling your leg. شوخی کردم / داشتم دستت می‌انداختم.
Give me a break! بابا بی‌خیال!
Nice try! تلاش خوبی بود! گاهی با لحن کنایه.
Very funny! خیلی بامزه بود! گاهی کاملاً کنایه‌ای.
Good one! خوب اومدی! / شوخی خوبی بود.
You wish! آرزو به دلت می‌مونه!
In your dreams! تو خواب ببینی!
Don’t push your luck. دیگه زیادی شانس خودت را امتحان نکن.
You’re impossible! با تو نمی‌شه! / تو دیگه چه آدمی هستی!

چطور اصطلاحات بامزه انگلیسی را بهتر حفظ کنیم؟

لازم نیست تمام این اصطلاحات را یک‌جا حفظ کنید.
هر روز ۵ عبارت انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله مربوط به زندگی خودتان بسازید.

مثلاً به‌جای اینکه فقط حفظ کنید
cost an arm and a leg
یعنی «خیلی گران»، یک جمله واقعی بسازید:

My new laptop cost an arm and a leg.

استفاده از اصطلاح داخل جمله، از حفظ کردن معنی فارسی آن به‌تنهایی کاربردی‌تر است. اگر در ساخت جمله مشکل دارید، بهترین کتاب گرامر انگلیسی را هم ببینید.

بیش از ۱۳۰ اصطلاح بامزه انگلیسی را یکجا می‌خواهید؟

نسخه کامل PDF را دانلود کنید.


دانلود PDF اصطلاحات خنده دار انگلیسی

سوالات متداول

پرکاربردترین اصطلاحات خنده دار انگلیسی کدام‌اند؟

عبارت‌هایی مثل
Break a leg،
When pigs fly،
Hold your horses،
Spill the beans،
Go bananas،
Pull someone’s leg
و
A piece of cake
از اصطلاحات شناخته‌شده انگلیسی هستند.

بامزه به انگلیسی چی میشه؟

اگر منظور «خنده‌دار» باشد
funny
مناسب است.
اگر منظور «دوست‌داشتنی و بانمک» باشد
cute
انتخاب طبیعی‌تری است.

خیلی خنده دار به انگلیسی چی میشه؟

برای «خیلی خنده‌دار» می‌توانید از
hilarious
استفاده کنید.

That video was hilarious.

شوخی نکن به انگلیسی چی میشه؟

اگر از چیزی تعجب کرده‌اید یا حرف طرف مقابل را باور نمی‌کنید، می‌توانید بگویید:

Are you kidding me?

یا:

You’ve got to be kidding!

اگر واقعاً می‌خواهید بگویید درباره یک موضوع شوخی نکند:

Don’t joke about that.

شوخی کردم به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین عبارت:

I’m just kidding.

است. در مکالمه دوستانه
I’m just messing with you.
هم استفاده می‌شود.

چند جمله کوتاه خنده دار انگلیسی برای کپشن چیست؟

  • My brain is currently unavailable.
  • I’m not lazy. I’m on energy-saving mode.
  • My motivation has left the building.
  • I’m not late. I’m on my own time zone.

آیا اصطلاحات خنده دار انگلیسی در مکالمه واقعی استفاده می‌شوند؟

بله؛ ولی میزان رایج بودن همه آن‌ها یکسان نیست.
برای شروع، عبارت‌هایی مثل
A piece of cake،
Break the ice،
Under the weather
و
Pull someone’s leg
کاربردی‌تر هستند.

اگر هدفتان این است که اصطلاحات را فقط حفظ نکنید و بتوانید در مکالمه استفاده کنید، تمرین مستمر در کلاس زبان در مشهد کمک می‌کند این عبارت‌ها از حالت حفظی خارج شوند.

استاد تکتم پرقوه
درباره نویسنده

استاد تکتم پرقوه

مدرس ارشد زبان انگلیسی و سوپروایزر مجموعه حافظ و جهان علم

دارای بیش از ۲۴ سال سابقه آموزش و مدیریت آموزشی، کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی و تجربه تخصصی در تدوین محتوای آموزشی.

مشاهده نوشته‌های نویسنده

مطالب مرتبط ....

نظرات کاربران

8 پاسخ

  1. سلام، دمتون گرم خیلی مقاله باحالی بود! همیشه دنبال این اصطلاحات با نمک انگلیسی بودم. فقط یه سوالی برام پیش اومد، این اصطلاحات خنده دار انگلیسی که گفتید بیشتر تو فیلم و سریالای آمریکایی استفاده میشه یا بریتیش؟ کدوم‌شون رایج‌تره؟

    1. سلام پریسا جان، خیلی خوشحالیم که از مقاله خوشت اومده! مرسی از سوال خوبت.
      ببین، بیشتر این اصطلاحات مثل «spill the beans» یا «pull someone’s leg» انقدر رایج شدن که هم تو انگلیسی آمریکایی و هم بریتیش استفاده میشن و کاملاً جا افتادن. یعنی شما اون‌ها رو تو فیلم‌های هر دو کشور می‌شنوی.
      اما خب، بعضی‌هاشون ممکنه تو یه لهجه کمی بیشتر استفاده بشن. به طور کلی، میشه گفت اصطلاحات این مقاله تقریباً در هر دو لهجه رایج هستن، ولی بهترین راه اینه که موقع فیلم دیدن و گوش دادن به مکالمات واقعی دقت کنی تا حس کنی کدوم‌ها تو کدوم فضا بیشتر به کار میرن. در کل نگران نباش، چون هر کدوم رو استفاده کنی، کاملاً قابل فهمه.

  2. میشه چند تا فیلم یا سریال هم معرفی کنید که پر از این اصطلاحات با نمک انگلیسی باشه و بتونیم تو موقعیت واقعی کاربردشون رو ببینیم؟

    1. سلام سینا جان، حتماً! اتفاقاً بهترین راه برای یاد گرفتن این اصطلاحات دیدنشون تو دل فیلم و سریاله.
      برای اصطلاحات آمریکایی، کمدی‌‌های سیتکام مثل Friends، How I Met Your Mother و Brooklyn Nine-Nine معدن اصطلاحات روزمره و بامزه هستن. شخصیت‌ها انقدر از این عبارت‌ها استفاده می‌کنن که معنیشون کاملاً برات جا میفته.
      برای لهجه و اصطلاحات بریتیش هم می‌تونی سراغ سریال‌هایی مثل The IT Crowd یا Fleabag بری که پر از طعنه‌ها و شوخی‌های به سبک انگلیسی هستن.
      این سریال‌ها نه تنها سرگرمت می‌کنن، بلکه باعث میشن ببینی این «اصطلاحات با نمک انگلیسی» چطور و کجا به کار میرن. امیدوارم از دیدنشون لذت ببری!

  3. سلام، مقاله‌تون خیلی باحال بود 😄 مخصوصاً اونجا که چند تا اصطلاح بامزه انگلیسی رو مثال زدید و معنی‌شونو توضیح دادید، کلی خندیدم. یه چیزی برام سوال شد، به نظرتون این اصطلاحات بامزه انگلیسی بیشتر تو مکالمه روزمره استفاده میشه یا فقط تو فیلم‌ها و سریالا رایجه؟ چون می‌خوام مطمئن باشم وقتی ازشون استفاده می‌کنم طرف مقابلم تعجب نکنه.

    1. سلام سارا جان، خوشحالم که مقاله را دوست داشتی.

      سوالت عالیه! این اصطلاحات قطعاً در مکالمات روزمره و دوستانه خیلی رایج هستند، نه فقط در فیلم‌ها. کلید اصلی، موقعیت‌شناسی است. با دوستان و در محیط‌های غیررسمی با خیال راحت استفاده کن تا صحبتت بامزه‌تر بشه، اما در موقعیت‌های رسمی مثل مصاحبه کاری بهتره ازشون استفاده نکنی.

  4. من همیشه دنبال اینجور اصطلاحات بامزه انگلیسی بودم چون باعث میشه مکالمه طبیعی‌تر و دوستانه‌تر بشه. فقط یه چیزی می‌خواستم بدونم: شما پیشنهادی دارید که چطوری این اصطلاحات رو تو مکالمه تمرین کنیم که هم یادمون بمونه و هم تو موقعیت درست به کار ببریم؟

    1. سلام نگین عزیز، دقیقاً همینطوره، این اصطلاحات مکالمه رو خیلی طبیعی‌تر می‌کنه.

      یک راهکار عالی برای تمرین اینه: برای هر اصطلاح جدید، یک مثال شخصی و خنده‌دار از زندگی خودت بساز. مثلاً برای when pigs fly بگو:
      “I will start going to the gym regularly when pigs fly!”
      اینطوری هم در ذهنت حک می‌شه و هم کاربردش رو بهتر یاد می‌گیری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 2 =