مصاحبه شغلی به انگلیسی برای ۹۰ درصد ما ایرانیها شبیه کابوسه. نه لزوماً چون زبانمون بده؛ شاید حتی شاگرد اول بهترین کلاس زبان مشهد هم بوده باشی، ولی چون «قواعد بازی» رو بلد نیستی، میبازی! ما یاد گرفتیم تعارف کنیم و شکستهنفسی؛ رفتارهایی که اینجا نشونه ادبه، ولی اون ور آب یعنی «عدم اعتماد به نفس». این مقاله قرار نیست مثل کلاسهای ترمیک بهت گرامر یاد بده؛ قراره بهت استراتژی یاد بده تا اون شغل لعنتی رو بگیری.
سوالات مصاحبه به انگلیسی
۱. Tell me about yourself (از خودتان بگویید)
-
-
هدف سوال: نمیخوان داستان زندگیت رو بدونن؛ میخوان بدونن “آیا به درد این شغل میخوری؟”.
-
نمونه جواب:
-
“I have been working as a [Current Job] for [Number] years. I specialize in [Your Skill]. Recently, I helped my company achieve [A specific result]. I am now looking to expand my experience in a larger company like yours.”
-
نکته: فرمول ساده است: ۱. الان چیکارهای؟ ۲. چه هنری داری؟ ۳. چرا میخوای بیای اینجا؟
۲. Why do you want to work here? (چرا اینجا؟)
-
اشتباه رایج: گفتن “چون شرکت بزرگی هستید”. این خیلی کلیشهست.
-
نمونه جواب:
“I’ve been following your company for a long time and I admire your innovative approach to [Industry Topic]. I believe my skills in [Your Skill] would be a great match for your current projects.”
-
تحلیل: نشون میده تحقیق کردی و الکی اپلای نکردی.
۳. What are your greatest strengths? (نقاط قوت شما چیست؟)
-
نکته: انقدر درگیر قواعدی مثل ترتیب صفت در انگلیسی نشو؛ مهمتر اینه که صفتی بگو که به درد اون شغل بخوره. اگه برنامهنویسی، نگو «من آشپزیم خوبه»!
-
نمونه جواب:
“I would say my greatest strength is adaptability. In my last job, we had to switch to a new software over the weekend. I learned it quickly and helped train the rest of the team on Monday.”
-
تحلیل: ادعا نکن؛ با مثال ثابت کن.
۴. What do you consider your biggest weakness? (بزرگترین نقطه ضعف)
-
اشتباه مرگبار: گفتن “I work too hard”. اینو که بگی مصاحبهکننده تو دلش بهت میخنده.
-
نمونه جواب:
“Sometimes I focus too much on the details. I’ve realized this can slow me down, so now I use time-management tools to ensure I balance quality with speed.”
-
تحلیل: ضعف واقعی + راه حل = بلوغ حرفهای.
۵. Where do you see yourself in 5 years? (۵ سال دیگه کجایی؟)
-
هدف سوال: فکر نکن دغدغه اونا دونستنِ انواع روشهای بیان موافقت در انگلیسی و «بله قربان» گفتنِ توئه؛ اونا فقط میخوان بدونن پای کار هستی یا زود میذاری میری؟
-
نمونه جواب:
“I hope to grow within this company and take on more responsibilities. Ideally, I would like to be in a position where I can mentor younger members of the team.”
-
تحلیل: نشون دادی که وفاداری و دنبال پیشرفتی.
۶.?Why did you leave your last job (چرا شغل قبلی رو ول کردی؟)
-
هشدار قرمز: هرگز، تکرار میکنم، هرگز پشت سر رئیس قبلیت بد نگو. حتی اگه بدترین آدم دنیا بود.
-
نمونه جواب:
“I learned a lot in my previous role, but I felt I had reached a plateau. I am looking for a new challenge where I can further develop my skills.”
-
ترجمه: به جای اینکه بگی “اونجا گند بود”، بگو “دنبال چالش جدیدم”.
۷. How do you handle stress and pressure? (مدیریت استرس)
-
نمونه جواب:
“I actually work well under pressure because it helps me focus. When things get stressful, I create a prioritized to-do list and tackle tasks one by one.”
-
تحلیل: نشون میدی که وقتی اوضاع خراب میشه، تو قاطی نمیکنی، بلکه منظمتر میشی.
۸. Why should we hire you? (چرا تو رو استخدام کنیم؟)
-
نکته: موقع معرفی خود به انگلیسی، اینجا وقت فروتنی و تعارف نیست؛ باید خودت رو بفروشی (Sell yourself).
-
نمونه جواب:
“You mentioned that you need someone with experience in [Skill A] and [Skill B]. Based on my background, I can start contributing immediately without needing extensive training.”
-
تحلیل: مستقیماً به نیازهای شرکت اشاره کن و بگو “من دوای دردتونم”.
۹. ?What are your salary expectations (چقدر حقوق میخوای؟)
-
تکنیک: همیشه یک “بازه” (Range) بگو، نه یک عدد فیکس.
-
نمونه جواب:
“Based on my research and the responsibilities of this role, I am looking for something between $X and $Y. However, I am flexible and open to discussing the benefits package.”
۱۰. ?Do you have any questions for us (سوالی از ما داری؟)
-
اشتباه: گفتن “No”. این یعنی علاقه نداری.
-
نمونه جواب:
“Yes, I do. Can you tell me more about the team culture? Or what does a typical day look like for someone in this position?”
نمونه مکالمه انگلیسی برای مصاحبه ۱ (همراه با تحلیل)
تئوری کافیه. بیایید یک نمونه مکالمه انگلیسی برای مصاحبه واقعی رو ببینیم. دقت کن که متقاضی (سارا) چطور کوتاه، قاطع و رسمی جواب میده.
Interviewer (Mr. Smith): “So, let’s start. Tell me a little about yourself.”
Sarah: “Sure. I have been working as a Content Specialist for the past three years at a tech startup. There, I managed the company’s blog and increased organic traffic by 40%. I’m really passionate about SEO, which is why I’m interested in this opportunity to lead the marketing team at your company.”
💡 تحلیل: سارا نرفت قصه حسین کرد شبستری بگه! آمار داد (۴۰٪ رشد) و ربطش داد به شغل جدید.
Interviewer: “What would you say is your biggest weakness?”
Sarah: “I used to struggle with public speaking. In my last role, I realized it was holding me back. So, I joined a local speaking club last year. I’m still nervous sometimes, but I’ve become much more comfortable communicating my ideas to a group.”
💡 تحلیل: سارا نگفت “ضعف ندارم”. اعتراف کرد، ولی بلافاصله گفت که داره روش کار میکنه. این یعنی “من آدمیم که مشکلاتم رو حل میکنم”.
نمونه مکالمه انگلیسی برای مصاحبه ۲
موقعیت: مصاحبهکننده (Interviewer) اسمش Alex هست و تو (Candidate) هستی.
Alex: Hi, thanks for joining us today. How are you doing? (سلام، ممنون که اومدی. حالت چطوره؟)
You: I’m doing great, thanks Alex. I’ve been looking forward to our chat all week. (عالیام الکس. تمام هفته منتظر این مکالمه بودم.)
Alex: Let’s dive right in. Tell me a little about yourself.
You:“Sure. Currently, I am a [عنوان شغلی فعلیت] at [اسم شرکت فعلی یا “a local firm”], where I specialize in [مهارت اصلیت، مثلا: digital marketing / software development].
In my current role, I’m really proud that I [یک دستاورد بزرگ با عدد] (e.g., increased sales by 20% / led a team of 5 people).
Before that, I worked as a [شغل قبلی] where I honed my skills in [یک مهارت دیگه].
But now, I’m looking to transition into a [توصیف شرکت جدید، مثلا: fast-paced international environment] like your company, because I want to tackle more complex challenges in [حوزه کاری شرکت جدید].”
Alex: That sounds impressive. Why do you want to work here?
You: “I’ve been following [اسم شرکت] for a while and I’m really impressed by your recent project on [اسم یکی از پروژههای شرکت یا محصولشون]. It shows that you value [یک ارزش شرکت، مثلا: innovation / customer satisfaction].
I believe my background in [مهارت اصلی تو] matches perfectly with what you are doing. I want to be somewhere where I can [کاری که میخوای بکنی، مثلا: build scalable systems] and make a real impact, not just fill a seat.”
Alex: Can you tell me about a time you faced a challenge? (سوال رفتاری)
You: (فرمول STAR: موقعیت، وظیفه، اقدام، نتیجه) “Absolutely. In my last job, we were facing a tight deadline for [اسم پروژه] and suddenly [مشکلی که پیش اومد، مثلا: a key team member got sick].
My task was to ensure we delivered on time without compromising quality. So, I took the initiative to [کاری که تو کردی، مثلا: re-prioritize tasks and cover the extra workload]. I also communicated transparently with the client about the status.
As a result, we not only met the deadline but the client was so happy they [نتیجه مثبت، مثلا: renewed their contract].”
Alex: Do you have any questions for us? (هشدار: هیچوقت نگو No. این یعنی باهوش نیستی!)
You: “Yes, I do. If I were hired for this role, what would be the most important thing for me to accomplish in the first 90 days?”
جملات نجاتدهنده زمان مصاحبه انگلیسی
وقتی سؤال را نفهمیدی:
-
Could you please repeat the question?
-
Sorry, I didn’t catch that. Could you clarify it?
وقتی زمان میخری:
-
That’s an interesting question. Let me think for a moment.
-
Sure, let me give you a clear answer.
وقتی میخواهی مودبانه سؤال بپرسی:
-
May I ask about the team structure?
-
Could you tell me more about the role?
مصاحبه انگلیسی برای تقویت زبان (یک تیر و دو نشان)
شاید بگی “من که الان دنبال کار نیستم”. اشتباهت همینجاست. تمرین مصاحبه انگلیسی برای تقویت زبان، یکی از بهترین روشها برای یادگیری “انگلیسی تجاری” (Business English) هست.
چرا؟
-
مجبورت میکنه ساختارهای رسمی (Formal) یاد بگیری.
-
یاد میگیری درباره مهارتهات صحبت کنی (که همه جا به درد میخوره).
-
به جای اینکه بگی “I want to do this”، یاد میگیری بگی “I intend to execute this strategy”. تفاوتش زمین تا آسمونه.
کلام آخر
مصاحبه شغلی انگلیسی، امتحان تافل یا آیلتس نیست که نگران باشی نمرهت کم میشه. این یک بیزنسه. اون شرکت دنبال معلم اخلاق یا استاد ادبیات انگلیسی نیست؛ دنبال کسیه که کارش رو راه بندازه.
خیلی از ماها به خاطر ترس از اینکه “نکنه فعلم رو اشتباه بگم” یا “نکنه لهجهم خوب نباشه”، موقعیتهای طلایی رو از دست میدیم. اونور میز هم آدم نشسته، نه لولوخورخره! اگر تپق زدی، دنیا به آخر نمیرسه. نفس عمیق بکش، لبخند بزن و ادامه بده. این جملات و استراتژیهایی که بالا گفتیم رو حفظ نکن؛ درکشون کن و شخصیسازیشون کن. جلوی آینه تمرین کن، صداتو ضبط کن و به خودت گوش بده. تنها راه باختن اینه که اصلاً بازی نکنی. پس برو تو دلش!
سوالات متداول
۱. اگه وسط مصاحبه یه کلمه انگلیسی یادم رفت، چی کار کنم؟
اصلاً هول نکن. بدترین کار اینه که سکوت طولانی کنی یا به فارسی بگی «ای بابا چی بود…». از تکنیک Paraphrasing (توضیح به زبان ساده) استفاده کن. یعنی اگه کلمه “Colleague” یادت رفت، بگو “The people I worked with”. یا خیلی راحت بگو: “The word escapes me right now, but what I mean is…” (کلمه الان از ذهنم پرید، ولی منظورم اینه که…). این نشون میده بلدی مکالمه رو مدیریت کنی.
۲. اگر در مصاحبه کلمه انگلیسی را فراموش کردیم، چه کنیم؟
به جای مکث طولانی یا استفاده از کلمات فارسی، سعی کنید مفهوم را با کلمات سادهتر توضیح دهید (Paraphrasing) یا خیلی راحت بگویید کلمه از ذهنتان پریده است. این نشاندهنده اعتماد به نفس شماست.
۳. اگر سوال مصاحبهکننده را متوجه نشدیم، چه بگوییم؟
هرگز تظاهر به فهمیدن نکنید. مودبانه بخواهید سوال را تکرار کنند یا از عبارت “?Could you please rephrase that” استفاده کنید تا سوال را به شکل سادهتری بیان کنند.
۴. آیا باید در مصاحبه انگلیسی از کلمات پیچیده و رسمی استفاده کنیم؟
خیر، شفافیت (Clarity) مهمترین اصل است. استفاده از کلمات پیچیدهای که تسلط کافی روی آنها ندارید، فقط ریسک اشتباه و استرس را بالا میبرد. ساده و شمرده صحبت کنید.















۴ دیدگاه ها
یه سوالی که همیشه قبل از اپلای کردن ذهن منو درگیر میکنه بحث گرامره. توی مصاحبه کاری به انگلیسی چقدر روی درست بودن گرامر حساسیت دارن؟ یعنی اگه وسط حرف زدن یه سوتی گرامری بدیم یا زمان افعال رو اشتباه بگیم، کلاً شانسمون رو از دست میدیم یا اگه بتونیم منظور رو برسونیم کافیه؟ خیلی استرس این بخش رو دارم.
توی مصاحبه کاری انگلیسی، تمرکز اصلی روی محتوا، تجربه فنی و توانایی انتقال واضح منظور (Clear Communication) هست، نه گرامر بینقص. اگه بتونی ایدهها و تجربیاتت رو به صورت شفاف بیان کنی، یک یا دو اشتباه گرامری جزئی (مثل زمان فعل) معمولاً نادیده گرفته میشه. تنها زمانی گرامر مشکلساز میشه که اشتباهات انقدر زیاد باشه که فهمیدن منظور کلی سخت بشه؛ بنابراین، استرس گرامر رو کم کن و به جای کمال، روی روانی کلام و محتوای تخصصی تمرکز کن.
ممنون از مقاله خوبتون. ببینید من تخصصم خوبه ولی وقتی استرس میگیرم کلمات یادم میره. میخواستم بدونم لیست مهمترین سوالات مصاحبه کاری به انگلیسی که تقریباً توی همه شرکتها مشترکه رو دارید؟ میخوام حداقل جواب اون چندتا سوال پرتکرار رو حفظ کنم که اگه هول شدم بتونم جمعش کنم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
برای مقابله با استرس، روی ۵ سوال پرتکرار مصاحبه انگلیسی مسلط شو:
۱. Tell me about yourself: (خلاصه حرفهای سابقه)
۲. Why this company: (تحقیق کن و دلیل علاقه واقعی رو بگو)
۳. Strengths/Weaknesses: (نقاط قوت مرتبط و ضعفهایی که برای بهبودشون تلاش میکنی)
۴. Leaving current job: (روی پیشرفت و چالش جدید تمرکز کن و مثبت بمون)
۵. Five-year plan: (برنامهات برای پیشرفت در همین شرکت).
با حفظ جوابهای با کیفیت و مرتبط برای این موارد، میتونی هول نشی و مصاحبه رو کنترل کنی.